مسیر تازه گردشگری پس از بحران/ از «چه زمانی گردشگران بازمی‌گردند؟» تا «چگونه بازگشت پایدار گردشگران را رقم بزنیم؟»

گردشگری در جهان امروز بخشی از اقتصاد، هویت و ارتباط میان ملت‌هاست و به همین دلیل، در دوره‌های بحران نیز می‌تواند از یک صنعت آسیب‌پذیر به یکی از ابزارهای بازسازی و بازگشت به زندگی تبدیل شود. تجربه کشورهایی که دوره‌های جنگ و بحران را پشت سر گذاشته‌اند نشان می‌دهد بازگشت گردشگری زمانی پایدار خواهد بود که همزمان با احیای زیرساخت‌ها، اعتماد، تصویر مقصد، فعالیت‌های فرهنگی و اقتصاد جوامع محلی نیز تقویت شود. در این میان، میراث‌فرهنگی می‌تواند یکی از پایه‌های بازسازی هویت، رونق اقتصاد محلی و بازتعریف رابطه مقصد با جهان باشد.

میراث‌آریا: در برنامه‌ریزی گردشگری پس از بحران، نخستین پرسش معمولا این است که «چه زمانی گردشگران بازمی‌گردند؟» اما تجربه جهانی نشان می‌دهد پرسش دقیق‌تر این است که «چگونه می‌توان شرایط بازگشت پایدار گردشگران را فراهم کرد؟»

پاسخ به این پرسش، مجموعه‌ای از اقدامات به‌هم‌پیوسته را شامل می‌شود؛ از ارزیابی و بازسازی زیرساخت‌های حمل‌ونقل و اقامت گرفته تا احیای خدمات گردشگری، تقویت نیروی انسانی، اطلاع‌رسانی دقیق، بازسازی اعتماد بازارهای هدف و فعال‌سازی دوباره ظرفیت‌های فرهنگی و محلی.

در واقع، مقصد پس از بحران باید بتواند بار دیگر خود را به‌عنوان مقصدی امن، قابل دسترس، جذاب و آماده میزبانی به بازار معرفی کند.

این نگاه با رویکرد سازمان جهانی یونسکو نیز همخوان است. یونسکو در چارچوب برنامه‌های خود برای بازسازی پس از بحران، بر این نکته تاکید دارد که احیای میراث‌فرهنگی و ازسرگیری زندگی فرهنگی می‌تواند به تقویت تاب‌آوری جوامع، بازگشت ثبات اقتصادی و بازیابی حس کرامت و تعلق کمک کند.

میراث‌فرهنگی؛ بخش مهمی از زیرساخت بازگشت

در بسیاری از مقاصد، نخستین تصویر گردشگر از یک کشور از یک شهر تاریخی، موزه، محوطه باستانی، بازار، آیین، صنایع‌دستی یا چشم‌انداز فرهنگی شکل می‌گیرد. از همین رو، حفاظت و احیای میراث‌فرهنگی در دوره پسابحران را نمی‌توان موضوعی جدا از سیاست گردشگری دانست.

یونسکو در سیاست‌های مربوط به بازسازی پس از منازعات نیز تصریح کرده است که میراث‌جهانی و محیط پیرامون آن می‌توانند در روند احیای اجتماعی و اقتصادی نقش داشته باشند و برنامه‌های بازسازی باید علاوه بر جنبه‌های فنی و حفاظتی، نیازهای جوامع محلی و ابعاد اجتماعی و اقتصادی را نیز در نظر بگیرند. این رویکرد یک پیام مهم برای سیاست‌گذاران دارد: مرمت یک اثر تاریخی می‌تواند بخشی از بازسازی یک مقصد باشد.

وقتی یک موزه دوباره فعال می‌شود، یک بافت تاریخی جان می‌گیرد، یک بازار سنتی به چرخه اقتصادی بازمی‌گردد یا یک کارگاه صنایع‌دستی دوباره فعالیت خود را آغاز می‌کند، در کنار حفاظت از میراث، بخشی از زنجیره ارزش گردشگری نیز احیا می‌شود.

تجربه کرواسی؛ از بازسازی زیرساخت تا احیای گردشگری

یکی از نمونه‌های قابل توجه در تجربه جهانی، کرواسی است؛ کشوری که پس از جنگ دهه ۱۹۹۰، بازسازی مناطق آسیب‌دیده را در کنار احیای فعالیت‌های اقتصادی دنبال کرد.

بانک جهانی در گزارش‌های خود درباره روند بازسازی کرواسی توضیح داده است که برنامه‌های پس از جنگ تنها به زیرساخت‌های فیزیکی محدود نبود و توسعه گردشگری در مناطق جنگ‌زده، حمایت از کسب‌وکارهای کوچک، صنعتگران و تعاونی‌ها و بازگشت فعالیت اقتصادی جوامع محلی نیز در این فرآیند مورد توجه قرار گرفت.

این تجربه از یک جهت برای سیاست گردشگری اهمیت دارد: بازگشت گردشگری زمانی اثرگذاری بیشتری پیدا می‌کند که به اقتصاد محلی متصل شود.

در چنین مدلی، علاوه بر هتل و آژانس مسافرتی، رستوران، راهنمای گردشگری، فروشنده صنایع‌دستی، هنرمند، تولیدکننده محلی، حمل‌ونقل و مجموعه‌های فرهنگی نیز در زنجیره ارزش گردشگری قرار می‌گیرند.

از «بازسازی» به «بازآفرینی»

یکی از تفاوت‌های مهم میان بازسازی ساده و بازسازی هوشمندانه در این است که هدف تنها بازگرداندن وضعیت گذشته نیست. در سیاست‌های جدید گردشگری، مفهوم تاب‌آوری مقصد اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ یعنی مقصد باید پس از عبور از بحران، توان بیشتری برای مواجهه با شوک‌های آینده داشته باشد.

این مسئله در حوزه میراث‌فرهنگی نیز اهمیت دارد. یونسکو در برنامه‌های خود درباره بازسازی میراث پس از منازعات بر ضرورت ارزیابی آسیب، برنامه‌ریزی بازیابی، ایجاد ظرفیت حرفه‌ای، مشارکت جوامع محلی و توجه همزمان به حفاظت، توسعه پایدار و بازسازی اجتماعی تاکید کرده است.

بنابراین، هدف نباید «بازگرداندن مقصد به گذشته» باشد؛ بلکه باید ساختن مقصدی مقاوم‌تر، حرفه‌ای‌تر و متنوع‌تر برای آینده باشد.

روایت مقصد؛ سرمایه‌ای به اندازه زیرساخت

یک مقصد ممکن است زیرساخت‌های لازم برای میزبانی را در اختیار داشته باشد، اما اگر تصویر آن در ذهن بازارهای هدف با بحران و نااطمینانی گره خورده باشد، بازگشت تقاضا با چالش مواجه خواهد شد. اینجاست که ارتباطات و روایتگری اهمیت پیدا می‌کند. در مرحله احیای گردشگری، اطلاع‌رسانی باید دقیق، حرفه‌ای و مبتنی بر واقعیت باشد نه انکار چالش‌ها و نه بزرگ‌نمایی آنها.

گردشگر باید بداند کدام مناطق آماده پذیرش هستند، چه خدماتی فعال است، چه مسیرهایی در دسترس است و چه تجربه‌ای می‌تواند از مقصد به دست آورد.

در کنار اطلاع‌رسانی رسمی، روایت زندگی جاری مقصد نیز اهمیت دارد: بازگشایی موزه‌ها، فعالیت هنرمندان، برگزاری رویدادهای فرهنگی، احیای بازارهای تاریخی، فعالیت اقامتگاه‌ها و بازگشت کسب‌وکارهای محلی. این روایت، به جای تمرکز بر گذشته بحران، بر ظرفیت امروز و چشم‌انداز فردای مقصد متمرکز می‌شود.

صنایع‌دستی؛ اقتصاد کوچک، اثر بزرگ

در چنین شرایطی، صنایع‌دستی می‌تواند یکی از سریع‌ترین مسیرهای پیوند میان فرهنگ و اقتصاد باشد.

زنجیره تولید صنایع‌دستی عمدتا بر مهارت‌های انسانی و ظرفیت‌های محلی استوار است و از این رو، فعال شدن دوباره بازار گردشگری می‌تواند به شکل مستقیم‌تری به هنرمندان و تولیدکنندگان برسد.

تجربه برنامه‌های بازسازی اقتصادی در مناطق جنگ‌زده کرواسی نیز نشان داده است که حمایت از کسب‌وکارهای کوچک، صنعتگران و تعاونی‌ها می‌تواند بخشی از فرآیند احیای اقتصادی جوامع محلی باشد.

برای ایران نیز این ظرفیت قابل توجه است؛ زیرا بسیاری از مقصدهای فرهنگی کشور با شبکه‌ای از هنرمندان، کارگاه‌ها، بازارهای سنتی و تولیدکنندگان محلی پیوند دارند.

بنابراین، هر سیاست بازگشت گردشگری که صنایع‌دستی و اقتصاد محلی را در زنجیره احیای مقصد قرار دهد، در حقیقت دامنه اثر اقتصادی گردشگری را گسترده‌تر می‌کند.

موزه‌ها؛ بازگشت زندگی فرهنگی

موزه‌ها نیز در این فرآیند نقشی نمادین و عملی دارند. بازگشایی موزه نشانه‌ای از بازگشت فعالیت فرهنگی و امکان تعامل دوباره جامعه با تاریخ و فرهنگ خود است. از سوی دیگر، مستندسازی، دیجیتال‌سازی مجموعه‌ها و توسعه ابزارهای دیجیتال می‌تواند به تداوم ارتباط مخاطبان با میراث کمک کند.

در تجربه‌های بین‌المللی بازسازی میراث، موضوع مستندسازی پیش از بحران، حفاظت اضطراری، ایجاد ظرفیت تخصصی و برنامه‌ریزی برای بازیابی، بخشی از چارچوب‌های پیشنهادی یونسکو و نهادهای تخصصی قرار گرفته است. این تجربه یک درس روشن دارد: تاب‌آوری گردشگری از تاب‌آوری فرهنگی جدا نیست.

ایران؛ فرصت برای طراحی یک مدل تاب‌آور

برای ایران، تجربه جهانی بیش از آنکه نسخه‌ای آماده باشد، مجموعه‌ای از درس‌ها و ابزارهای قابل استفاده فراهم می‌کند. ایران با گستره‌ای کم‌نظیر از میراث ملموس و ناملموس، شهرها و بافت‌های تاریخی، موزه‌ها، صنایع‌دستی و تنوع اقلیمی، ظرفیت آن را دارد که سیاست بازگشت گردشگری را بر پایه تنوع مقصدها و پراکندگی جغرافیایی طراحی کند.

در چنین رویکردی، بازگشت گردشگری باید با افزایش ماندگاری، توزیع متوازن سفر، تقویت اقتصاد محلی، توسعه گردشگری فرهنگی و طبیعت‌محور و ارتقای کیفیت تجربه گردشگر همراه شود.

همزمان، حفاظت از میراث باید از مرحله واکنش اضطراری به مرحله مدیریت ریسک و تاب‌آوری ارتقا پیدا کند؛ رویکردی که امروز در دستورکار نهادهای بین‌المللی نیز قرار دارد. یونسکو در سال ۲۰۲۶ بر ادغام حفاظت از فرهنگ در اقدامات اضطراری، راهبردهای امنیتی و فرآیندهای صلح و بازسازی تاکید کرده است.

آینده‌ای که از امروز ساخته می‌شود

گردشگری پس از بحران، فرآیندی چندلایه است که از حفاظت و زیرساخت آغاز می‌شود، با اعتماد و روایت ادامه پیدا می‌کند و در نهایت باید به اشتغال، رونق اقتصادی و تعامل فرهنگی منجر شود.

تجربه جهانی نشان می‌دهد کشورهایی که گردشگری را در کنار بازسازی اجتماعی و اقتصادی قرار داده‌اند، توانسته‌اند از ظرفیت این صنعت برای احیای جوامع محلی نیز استفاده کنند. تجربه کرواسی و رویکردهای یونسکو در زمینه بازسازی میراث، نمونه‌هایی از همین پیوند میان فرهنگ، اقتصاد و تاب‌آوری هستند.

برای ایران نیز پیام روشن است: آینده گردشگری را باید پیش از بازگشت کامل تقاضا طراحی کرد. این آینده بر سه پایه استوار خواهد بود: حفاظت از میراث، اعتمادسازی در بازار و توانمندسازی مقصدها.

اگر مقصدی بتواند میراث خود را حفظ کند، زندگی فرهنگی خود را فعال نگه دارد، ظرفیت‌های محلی را به زنجیره گردشگری متصل کند و تصویری دقیق و حرفه‌ای از آمادگی خود به جهان ارائه دهد، بحران می‌تواند نقطه آغاز مرحله‌ای تازه برای بازآفرینی، تنوع‌بخشی و تاب‌آوری بیشتر مقصد باشد. در این نگاه، مقصد نیز با گردشگری دوباره جان می‌گیرد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405051801334
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha